معنی ابوالغیث
7 بازدید
[ اَ بُلْ غَ ] (اِخ) ابن نجم الدین محمد. شریف مکه. رجوع به حبیب السیر ج ۱ ص ۴۱۰ شود.[ اَ بُلْ غَ ] (اِخ) سالم. مولی ابن مطیع. از روات حدیث است.[ اَ بُلْ غَ ] (اِخ) قشاش. مردی از اکابر علم بتونس. وی پس از آموختن علوم مختلف بتدریس و افادت مشغول بود و ناگاهان خویشتن را بدیوانگی زد و بصحراها و کوهها متواری گشت و به همان حال سفری بحجاز کرد و یک سال مجاور مدینه شد و سپس به تونس بازگشت و دعوی مهدویت کرد و گروهی بسیار بدو بگرویدند و می گفتند که وی از غیب آگاهی دهد و ثروتی هنگفت به دست کرد و بدان مدارس و مساجد ساخت و پلها افکند و بر هریک رقباتی وقف کرد و کتابخانه ای بزرگ گرد کرد که گویند گاه وفات او تنها از کتاب صحیح بخاری هزار نسخه در آن بود و عدهٔ سایر کتب از آن قیاس توان کرد. و۱۰۳۱ هـ . ق. درگذشت.
کلمات همقافیه با «ابوالغیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر