معنی ابوالعسکر
6 بازدید
[ اَ بُلْ عَ کَ ] (اِخ) برادر عیسی مغرور. وی بزمان مسعود غزنوی پس از عصیان برادر از دست مسعود حکومت مکران یافت. رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۴، ۶۲، ۶۳، ۲۴۰، ۲۴۱، ۲۴۲، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۵۰ و ۴۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «ابوالعسکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر