معنی ابوالعبیر
6 بازدید
[ اَ بُلْ عَ ] (اِخ) عنبر یا عباس. در لغت نامهٔ اسدی بیت ذیل از این شاعر فارسی برای کلمهٔ فرکند شاهد آمده است: نه در وی آدمی را راه رفتن نه در وی آبها را جوی و فرکند.
کلمات همقافیه با «ابوالعبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر