معنی ابوالعبر الهاشمی

معنی ابوالعبر الهاشمی

5 بازدید
[ اَ بُلْ ؟ رِلْ شِ ] (اِخ) مکنی به ابوالعباس محمدبن احمد و هو حمدون الحامض بن عبداللََّه بن عبدالصمدبن علی بن عبداللََّه بن عباس. معاصر هارون و تا زمان متوکل میزیسته است. جحظه گوید: احفظ و نیکوشعرتر از وی ندیدم و او هر صناعتی که در دنیا هست میدانست و بکار می بست. و ناصبی متعصب بود. وقتی از او ناسزائی نسبت به علی علیه السلام صادر گشت و قومی از رافضیان آن بشنیدند و او را شب در خواب از بام بیفکندند و بمرد (در قصر ابن هبیره به سال ۲۵۰ هـ . ق.). و مولد او به سال ۱۷۵ هـ . ق. بود و از اوست: کتاب الرسائل. کتاب جامع الحماقات و حاوی الرقاعات. کتاب المنادمه و اخلاق الخلفاء و الامراء. کتاب نوادر و امالی او. کتاب اخبار و شعر او. رجوع به ابن الندیم و رجوع به ج ۶ ص ۲۷۱ معجم الادباء چ مارگلیوث شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالعبر الهاشمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید