معنی ابوالعالیة
6 بازدید
[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) او راوی تفسیر ابی بن کعب است و ابوجعفر رازی همان تفسیر را از ربیع بن انس و ربیع از ابوالعالیه روایت کرده است.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) البراء. مولی قریش. تابعی است. و نام او زیادبن فیروز است و از ابن عمر روایت کند.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) رُفیع بن یزیدبن مهران الریاحی البصری. تابعی است.او راست: کتاب تفسیر. وفات وی به سال ۹۰ هـ . ق. روی داد. و نسبت او بریاح بطنی از تمیم است. و او از عمربن الخطاب و از ابی بن کعب روایت کرده است.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) سعیدبن مرثد الرحبی. از روات حدیث است. و جریربن عثمان از او روایت کند.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) الشامی. او را پنجاه ورقه شعر است. (ابن الندیم).[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) شدّاد الکوفی. از روات حدیث است و ابوحیّان از او روایت کرده است.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) عبداللََّه بن سلمه. از روات است و ابواسحاق السبیعی و عمروبن مرّه از او روایت کرده اند.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) قیراط. تابعی است و شریک از او روایت کرده است.[ اَ بُلْ یَ ] (اِخ) قیراط. تابعی است و شریک از او روایت کرده است.
کلمات همقافیه با «ابوالعالیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر