معنی ابوالشیص
6 بازدید
[ اَ بُشْ شی ] (اِخ) خزاعی. شاعری از عرب نام وی محمّدبن عبداللََّه بن رزین و صاحب اغانی گوید او عم دعبل خزاعی است و ابن قتیبه گوید: وی پسر عم دعبل است. ابتدا وی شاعر درباری خلیفه هارون الرشید بود و سپس در ملازمت امیر رقّه میزیست و به آخر عمر نابینا گشت. او را قصائدی است در تحسر بر بینائی خویش وفات وی به سال ۱۹۶ هـ . ق. بوده است. و ظاهراً ابوالشیث در قصیدهٔ منوچهری با ثاء مثلثه همین ابوالشیص باشد. برآن وزن این شعر گفتم که گفته است: ابوالشیص اعرابی باستانی ساقبل واللیل ملق الجران غراب ینوح علی غصن بان. و ابن الندیم گوید: دیوان او را صولی گرد کرده و آن صد وپنجاه ورقه است. و کنیت دیگر او ابوجعفر است.
کلمات همقافیه با «ابوالشیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر