معنی ابوالشمح
6 بازدید
[ اَ بُشْ شَ ] (اِخ) یکی از فصحای اعراب و سپس در بصره اقامت گزیده است. او راست: کتاب الابل. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «ابوالشمح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مح» برای سرودن شعر