معنی ابوالسعادات

معنی ابوالسعادات

7 بازدید
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) ابن اثیر مبارک بن محمد ابی الکرم بن محمد شیبانی جزری. ملقب به مجدالدین. صاحب کتاب النهایه فی غریب الحدیث. رجوع به ابن اثیر و مبارک بن محمد...، و رجوع به حبیب السیر ج ۱ ص ۳۱۶ و ۳۹۵ و ۴۰۷ شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) ابن شجری. هبةاللََّه بن علی بن محمدبن علی. رجوع به ابن شجری شریف ابوالسعادات... شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) اسعدبن عبدالقاهربن اسعد اصفهانی. فقیه شیعی. او اوستاد خواجه نصیرالدین طوسی است در منقول و نیز استاد ابن هیثم بحرانی و رضی الدین بن طاوس است. از جملهٔ کتب اوست: رشح الوفا. جامع الدلایل. مجمع الفضایل. توجیه السؤالات فی حل الاشکالات.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) اسعدبن یحیی بن موسی بن منصور عبدالعزیزبن وهب بن عبداللََّه بن رفیع بن ربیعةبن هبان سلمی، معروف به بهاء سنجاری. ابن خلکان گوید فقیه و عالم خلافی بود. لکن طبع او بشعر گرائید و بشاعری مشهور گشت و نیکو گفت و مدح ملوک کرد و از آنان جوائز یافت و بلاد بسیار بگشت و بزرگان عصر را ثنا گفت. از اشعار او در دست مردمان از قصائد و مقاطیع بسیار است و یاقوت حموی در معاصرین خود نام او برده و گوید او یکی از مجیدین مشهور است. در اول امر فقیهی شافعی بود و سال او نزدیک نود رسید و او جری و ثقه و کیّس و لطیف و مزّاح و با خفت روح بود و ابن خلکان گوید دیوان او را در کتبخانهٔ مقبرهٔ اشرفیهٔ دمشق دیدم در مجلدی عظیم. مولد او به سال ۵۳۳ و وفات در ۶۲۲ هـ. ق. بوده است. رجوع به ابن خلکان و ج ۴ نامهٔ دانشوران ص ۱۳۹ شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) عبداللََّه بن اسعد تمیمی یافعی مکّی ملقب به عفیف الدین و موصَّف به نزیل الحرمین، از کبار مشایخ وقت و عالم به علوم ظاهریه و باطنیّه و صاحب مصنفات بسیار. صاحب روضات گوید شیخ محمد جزری در آخر کتاب بدایةالنهایه آنجا که ذکر وفیات جمله ای از علما آرد گوید وفات امام عارف ابومحمد عبداللََّه بن سعد یافعی مکّی صاحب المصنفات به سال ۷۶۸ هـ . ق. بود. او راست: کتاب تاریخ مرآت الجنان و عبرةالیقظان و کتاب روض الریاحین فی حکایات الصالحین و کتاب الدرالنظیم فی فضائل القرآن العظیم و جز آن و او را اشعار لطیفه و مقامات شریفه است.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) مبارک بن محمدبن محمدبن اثیر. رجوع به ابن اثیر و رجوع به مبارک... شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) محمدبن محمّد بلقینی. رجوع به محمد... شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) هبةاللََّه بن علی بن محمد. رجوع به ابن الشجری شریف... و رجوع به هبةاللََّه... شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) یوسف بن رافع بن تمیم معروف به ابن شدّاد. کنیت او را بعضی ابوالمحاسن و بعضی ابوالعز نوشته اند. رجوع به ابن شداد بهاءالدین و رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۱۸۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالسعادات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید