معنی ابوالسرایا

معنی ابوالسرایا

5 بازدید
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) از موالی است و در اول بزمان مأمون از سرهنگان جیش هرثمةبن اعین بود سپس بکوفه شد و بخدمت محمدبن ابراهیم بن طباطبا پیوست و آنگاه که محمد بر مأمون خروج کرد ابوالسرایا سرداریِ سپاه محمد داشت و چون محمد در جنگ زبیربن مسیّب بمرد ابوالسرایا محمدبن زیدبن امام زین العابدین علیه السلام را که کودکی خردسال بود بخلافت برداشت و واسط و بصره را بحیّز تسخیر آورد و در جنگ با هرثمةبن اعین دستگیر شده و هرثمه او را نزد مأمون فرستاد و مأمون وی را بکشت، و صاحب تجارب السلف گوید، حسن بن سهل برادر فضل نائب مأمون بود و در عراق با ابوالسرایا مصاف داد و غالب شد و ابوالسرایا را بکشت. رجوع به حبیب السیر ج ۱ ص ۲۲۵ و ۲۸۶ و ۲۸۷ شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) سری بن منصور. رجوع به سری... شود.
[ اَ بُسْ سَ ] (اِخ) نصربن حمدان. رجوع به نصر... شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالسرایا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید