معنی ابوالدر
4 بازدید
[ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ) لؤلؤبن ابی الکرم بن لؤلؤ عقری دسکوری. رجوع به لؤلؤ... شود.[ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ) یاقوت بن عبداللََّه حموی رومی. متوفی ۶۲۶ هـ . ق. در باب علم الخط از کشف الظنون ذکر او آمده است و نمیدانم کدام یک از موسومین به نام یاقوت است.[ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ) یاقوت بن عبداللََّه رومی، ملقب به مهذب الدین مولی ابی منصور الجیلی. شاعر و کاتب مشهور. رجوع به یاقوت بن عبداللََّه شود.[ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ) یاقوت بن عبداللََّه رومی موصلی کاتب، ملقب به امین الدین، معروف به ملکی، منسوب به ملکشاه سلجوقی ابن محمدبن ملکشاه. رجوع به یاقوت بن عبداللََّه شود.[ اَ بُدْ دُرر ] (اِخ) یاقوت بن عبداللََّه مستعصمی. او اول کس است که در تجوید و تنقیح خط نسخ کوشید و از اقران ابن علقمی وزیر و معاصر مستعصم آخرین خلیفهٔ عباسی است. رجوع به یاقوت مستعصمی شود. صاحب کشف الظنون در باب علم الخط کنیت او را ابوالمجد گفته است.
کلمات همقافیه با «ابوالدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر