معنی ابوالخطاف
6 بازدید
[ اَ بُلْ خُ طْ طا ] (ع اِ مرکب) موش گیر. پژن. گید. دوبرادران. لَوه. حِدَأَة بر وزن عِنَبَة. (تاج العروس). غلیواژ. گوشت ربا. زَغن. چوزه ربا. خرجل. موشخوار.گوشت آهنج. پند. خشین پند. خاد. جنگلاهی. خول. و ظاهراً ابوالخطاب مصحف این کلمه است.
کلمات همقافیه با «ابوالخطاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر