معنی ابوالحواری
6 بازدید
[ اَ بُلْ حُ را ] (اِخ) بزیع بن عبداللََّه، مولی عبداللََّه بن شقیق عقیلی. تابعی است. او از انس و از او ابوخمیر روایت کند.[ اَ بُلْ حُ را ] (اِخ) عبدالقدوس بن الحواری. تابعی است.
کلمات همقافیه با «ابوالحواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر