معنی ابوالحسین سلامی
6 بازدید
[ اَ بُلْ حُ سَ نِ سَ ] (اِخ) یکی از شیوخ طریقت است و در مائهٔ چهارم هجری میزیست. او راست: تاریخ ولات خراسان. رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۳ ص ۹۲ شود.
کلمات همقافیه با «ابوالحسین سلامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر