معنی ابوالحسن خرقانی

معنی ابوالحسن خرقانی

6 بازدید
[ اَ بُلْ حَ سَ نِ خَ رَ ] (اِخ) علی بن جعفر یا احمد. از مردم خرقان بسطام. یکی از مشایخ کبار صوفیه. تولد او در ۳۵۲ و وفات روز سه شنبه دهم محرم ۴۲۵ هـ . ق. به هفتادوسه سالگی. کرامات بسیار از او نقل کنند. و بعضی گفته اند خرقان از قراء سمرقند است. دو رباعی ذیل از اوست: آن دوست که دیدنش بیاراید چشم بی دیدنش از گریه نیاساید چشم ما را ز برای دیدنش باید چشم گر دوست نبیند بچه کار آید چشم. * * * اسرار ازل را نه تو دانیّ و نه من وین حرف معما نه تو خوانیّ و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو گر پرده برافتد نه تو مانیّ و نه من . و رجوع به ابوالحسن علی بن جعفر شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالحسن خرقانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید