معنی ابوالحسن باخرزی

معنی ابوالحسن باخرزی

6 بازدید
[ اَ بُلْ حَ سَ نِ خَ ] (اِخ) علی بن الحسن بن ابی علی بن ابی الطیب الباخرزی. شاعر مشهور. او در جوانی مشتغل بفقه مذهب امام شافعی و تلمیذ شیخ ابومحمد الجوینی والد امام الحرمین بود. پس شروع بفن کتابت کرد و بدیوان رسائل راه یافت و در صروف دهر نشیب و فراز بسیار دید و در سفر و حضر بعجایب روزگار آشنا گشت و جنبهٔ ادب او بر فقاهت بچربید و بعربیت و شعر مشهور گشت و دیوان شعر او مجلدی بزرگ است و کتاب دمیةُالقصر و عصرة اهل العصر تصنیف کرد و آن ذیل یتیمهٔ ثعالبی است در ترجمهٔ حال عده ای کثیر از ادبا و شعرا و جز آن. و ابوالحسن علی بن زید البیهقی را بر کتاب او ذیلی است مسمی به وشاح الدمیه و او در مجلس اُنسی به سال ۴۶۷ هـ . ق. در باخرز کشته شد و خونش هدر و پایمال گشت.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالحسن باخرزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید