معنی ابوالحسن انباری
6 بازدید
[ اَ بُلْ حَ سَ نِ اَمْ ] (اِخ) حکیم و ریاضی ماهر، استاد عمر خیامی در هندسه و هیئت. شهرزوری گوید روزی هنگام درس فقیهی به بیغاره از او سؤال کرد این چیست که تدریس کنی؟ گفت تفسیر آیتی از قرآن خدای. فقیه پرسید آن کدام آیت است؟ گفت آیهٔ {/Bأَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی اَلسَّمََاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنََاهََا.۱-۸۵۰:۶/}
کلمات همقافیه با «ابوالحسن انباری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر