معنی ابوالحسن الحرانی

معنی ابوالحسن الحرانی

4 بازدید
[ اَ بُلْ حَ سَ نِلْ حَ رْ را ] (اِخ) ثابت بن ابراهیم بن زهرون، عم ابراهیم بن هلال صابی، کاتب معروف. او طبیبی حاذق و مصیب در تشخیص ولیکن در تعلیم دانسته های خود ضنت داشت. مولد او رقه به سال ۲۸۳ هـ . ق. بود و در زمان عزالدوله بختیار به بغداد میزیست و آنگاه که ابن بقیه وزیر عزالدوله دچار بیماری صعب و مشرف بهلاک بود بمعالجهٔ ابوالحسن بهبود یافت و از وزیر و کسان وی مالی وافر بدو رسید. به سال ۳۶۴ او را بملازمت خدمت عضدالدولهٔ دیلمی خواندند و وی امتناع ورزید. از تصانیف اوست: اصلاح مقالاتی از کتاب یوحنابن سرافیون و ترجمهٔ کتبی از فیلغریوس چون کتاب القوباء و کتاب مایعرض الملئة و الاسنان و مبحث. و خود او راست: کتاب جواب سؤالات و آن پاسخهائی است بر اسئله ای چند که از وی کرده اند. وفات وی به بغداد در سنهٔ ۳۶۹ بود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالحسن الحرانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید