معنی ابوالحسن اشعری
5 بازدید
[ اَ بُلْ حَ سَ نِ اَ عَ ] (اِخ) علی بن اسماعیل بن ابی بشر اسحاق بن سالم بن اسماعیل بن عبداللََّه بن موسی بن هلال بن ابی برده عامربن ابی موسی الأشعری صحابی. او پیشوای اشعریان است و اشعریه بوی منسوبند. مولد او در سال ۲۶۰ یا ۲۷۰ هـ . ق. ببصره بوده است. وی شاگرد ابواسحاق مروزی فقیه و ابوعلی جبائی و نخست پیرو اعتزال بود سپس از قول بعدل و خلق قرآن بگشت و در اصول دین مذهبی نو پدید کرد که بذهن عامه نزدیک و در مذاق متعصبان خوش بود از اینرو بسیاری از مسلمانان راه او گرفتند و جمعی کثیر از علما چون غزالی و ابوبکر باقلانی و امام رازی و شهرستانی و ابواسحاق شیرازی بمتابعت و نصرت طریقهٔ وی برخاستند و برخی از ارباب دول که دین را دستاویز پیشرفت مآرب دنیوی خویش می کردند، مانند ایوبیان مصر و شام و موحدین مغرب بترویج عقاید او قیام کردند. و گویند دعابه و مزاح بر او غالب بود و نزدیک پنجاه وپنج کتاب و رساله از تألیفات او نام می برند از جمله: کتاب اللمعة. کتاب الموجز. کتاب ایضاح البرهان. ابواسحاق ابراهیم بن محمدبن عیاش را کتابی است در رد این کتاب. کتاب التبیین عن اصول الدین. کتاب الابانة. کتاب الشرح و التفصیل فی الرد علی اهل الافک و التضلیل. و کتابی در رد ملاحده و جز آنان. و ابن الندیم او را به عنوان ابن ابی بشر در باب متکلمین مجبره یاد کند. عقاید او در ملل و نحل و نیز کتب کلام مشروح است. وفات او به سال ۳۳۰ یا ۳۲۰ و اند بود و وی را در مشرع الزوایا (ظ. محلتی به بغداد) بخاک سپردند.
کلمات همقافیه با «ابوالحسن اشعری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر