معنی ابوالحر
4 بازدید
[ اَ بُلْ حُ رر ] (اِخ) بوالحرّ. در قطعهٔ ذیل از لبیبی نام این شاعر آمده است: قیاس... نْش چگونه کنم بیا و بگوی ایا گذشته به شعر از بیانی و بوالحر اگر ندانی بندیش تا چگونه بود که سبزه خورده بفاژد بهارگه اشتر.لبیبی. و در لغت نامهٔ اسدی بیتی از او برای کلمهٔ غازه شاهد آمده است: شرطم نه آنکه تیر و کمان خواهد شرط آنکه سرمه خواهد با غازه.[ اَ بُلْ ؟ ] (اِخ) المدینی. نام یکی از بطالین. و از اخبار او کتابی کرده اند. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «ابوالحر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر