معنی ابوالثناء
6 بازدید
[ اَ بُثْ ثَ ] (اِخ) شمس الدین محمودبن ابی القاسم عبدالرحمن بن احمدبن محمدبن ابی بکر اصفهانی. مولد او۶۷۴ هـ . ق. در اصفهان و هم بدانجا به تحصیل علوم و فنون پرداخت و در علوم عربیت ماهر گردید و سپس به دمشق شد و در آنجا ابن تیمیه او را بدید و مرتبت او در علم بشناخت و در تعظیم او مبالغت کرد و پیوسته در جامع اموی بتلاوت و یا تدریس طلاب میپرداخت و پس از ابن زملکانی مدرسی مدرسهٔ رواحیه داشت و سپس بقاهره شد و قوصون در قرافه برای او خانقاهی کرد و او شیخ آن خانقاه بود. اسنوی گوید وی در علوم عقلیه بارع بود و اهل صلاح را دوست میداشت با اعتقاد صحیح و غیرمتکلف در معاش و قانع در اکل و او را کتب بسیار است از جمله: تفسیری بزرگ و شرح کافیهٔ ابن حاجب و شرح مختصر ابن حاجب در اصول و شرح تجریدالکلام و شرح منهاج بیضاوی و شرح طوالع بیضاوی و شرح بدیع ابن ساعاتی و رساله ای در عروض و غیر آن و چون حکما و اصولیین متأخر «اصفهانی» مطلق گویند مراد ابوالثنا صاحب ترجمه است.[ اَ بُثْ ثَ ] (اِخ) کنیت محمودبن مسعودبن المصلح الشیرازی، معروف بملا قطب.
کلمات همقافیه با «ابوالثناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر