معنی ابوالبختری

معنی ابوالبختری

6 بازدید
[ اَ بُلْ بَ تَ ] (ع اِ مرکب) مار. حیه. (المزهر). || سگ. (مهذب الاسماء). || کراخک. (در نسخه ای از مهذب الاسماء).
[ اَ بُلْ بَ تَ ] (اِخ) وهب بن وهب بن کثیربن عبداللََّه قرشی. ربیب حضرت امام جعفر صادق علیه السلام. هارون خلیفه او را قضای عسکر مهدی داد و سپس بقضای مدینةالرسول مأمور گشت و پس از آن عزل و به بغداد باز گردید و تا آخر عمر بدانجا ببود. او مردی کریم و خوش طبع بود و شعرا او را مدح کرده و صلت و انعام یافته اند. لکن بضعف روایت خاصه در منقولات خویش از حضرت صادق متهم است و شهید ثانی در درایه او را نام برده و نمونه ای از وضع و جعل او را برای خوش آمد خلیفه آورده است. او را کتابی چند است و اسامی آن در فهرست ابن الندیم مذکور است. وفات او به سال ۲۰۰ هـ . ق. است.

کلمات هم‌قافیه با «ابوالبختری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید