معنی ابواسحاق شیرازی
8 بازدید
[ اَ اِ قِ ] (اِخ) رجوع به بسحاق شود.[ اَ اِ قِ ] (اِخ) جمال الدین ابراهیم بن علی بن یوسف فیروزآبادی شیرازی. نزیل بغداد (۳۹۳ - ۴۷۶ هـ . ق.). فقیه معروف شافعی. مولد او فیروزآباد و برای کسب علم بشیراز رفت (۴۱۰) و نزد ابوعبداللََّه بیضاوی و عبدالوهاب بن رامین فقه آموخت آنگاه ببصره شد و در خدمت جوزی قرائت حدیث کرد و در سال ۴۱۵ رهسپار بغداد گشت و نزد ابوالطیب طبری قاضی به استفاده مشغول شد و مدتی مصاحب وی بود و در مجلس او نیابت میکرد و در مدرس او سمت معیدی داشت پس از آنکه مدرسهٔ نظامیه در بغداد بنا شد تدریس آنجا را به ابواسحاق واگذار کردند و تا آخر عمر در آنجا بدرس اشتغال داشت. او اولین مدرس رسمی مدرسهٔ نظامیه است و قبل از وی ابن صباغ بیست روز بدانجا تدریس کرده بود. از کتب اوست: مهذب و تنبیه در فقه و لمع و شرح آن در اصول و نکت در خلاف و تبصره و معونه و تلخیص و غیر آن. فیروزآبادی صاحب قاموس از اخلاف اوست.
کلمات همقافیه با «ابواسحاق شیرازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر