معنی ابهل هندی
7 بازدید
[ اَ هَ لِ هِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) شجرةاللََّه. دیودار. شجرةالجن. شجرة الاکله. مِداد. دیودارو. صنوبر هندی. شاخهای آن بشاخ زرنباد ماند و شیرهٔ آن به اسم شیر دیودار در فالج و صرع و لقوه سود دهد و هیچ داروی دیگر با او برابری نکند و سنگ گرده و مثانه بریزاند و آن مخصوص بهند و خاصهٔ هیمالایا باشد و آن قسمی از ارزه و شربین است.
کلمات همقافیه با «ابهل هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر