معنی ابهاج
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شاد کردن. (مصادر بیهقی) (زوزنی). شاد و مسرور ساختن. || شادی کردن. شاد شدن. || ابهاج ارضی؛ صاحب نبات زیبا گردیدن زمینی. || خوب و نیکو گردیدن.
کلمات همقافیه با «ابهاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر