معنی ابن کنان
7 بازدید
[ اِ نُ کَ نْ نا ] (اِخ) محمدبن عیسی بن محمودبن کنان. مورخ و ادیب دمشقی، در نیمهٔ اول مائهٔ دوازدهم هجری. او راست: الحوادث الیومیه فی تاریخ احدعشر و الف و مئة شامل تاریخی که از ۱۱۱۱ هـ .ق . شروع و بسنهٔ ۱۱۳۴ ختم میشود. الاکتفا فی ذکر مصطلح الملوک و الخلفا. مختصر حیوةالحیوان للدمیری. کتاب البیان و الصراحة فی تلخیص کتاب الملاحه و کتاب الملاحه ریاض الدین غزی عامری راست. کتاب حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفا و السلاطین. المواکب الاسلامیه فی الممالک و المحاسن الشامیه. تاریخ معاهدالعلم فی دمشق. الالمام فی ما یتعلق بالحیوان من الاحکام. وفات وی ۱۱۵۳ بوده است.
کلمات همقافیه با «ابن کنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر