معنی ابن کاکویه
6 بازدید
[ اِ نُ یَ ] (اِخ) محمدبن دشمن زیاربن کاکویه، مکنی به ابوجعفر و ملقب به علاءالدوله. او خالوزادهٔ مجدالدولهٔ دیلمی است و کاکو بدیلمی به معنی خالو باشد. در سال ۳۹۸ هـ .ق . از دست دیالمه حکومت اصفهان داشت و در ۴۱۴ پس از خلع سماءالدوله همدان را بقلمرو حکومت خویش ضمّ کرد و تا سال ۴۴۳ فرزندان او بهمدان و اصفهان و نهاوند و یزد و نواحی آن ولایات فرمانروای مستقل بودند و سپس باطاعت سلاجقه درآمدند. علاءالدوله که ابوعلی بن سینا وزیر او بود و حکمت علائی را به نام او کرد پسر این محمد است.
کلمات همقافیه با «ابن کاکویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر