معنی ابن واسطی
6 بازدید
[ اِ نُ سِ ] (اِخ) طبیبی از مردم بغداد و شاید فرزند ابن بختویهٔ واسطی، معاصر المستظهر باللََّه عباسی و طبیب او. وی تدبیر را بر دوا مقدم میشمرد و می گفت با خوبی هوا و دور داشتن بیمار از اعراض نفسانی باید تقویت قوای او کرد و اعراض نفسانی دارو را از تأثیر بازمی دارد.
کلمات همقافیه با «ابن واسطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر