معنی ابن هندو
6 بازدید
[ اِ نُ هِ ] (اِخ) ابوالفرج علی بن حسین بن هندو. او در طب شاگرد ابوالخیر حسن بن سوار بغدادی است. فیلسوف و طبیب و شاعر ایرانی بدربار آل بویه. چندی کاتب عضدالدولهٔ دیلمی بود و کتب عدیده در طب و فلسفه دارد و ابومنصور ثعالبی مقام او را در شعر ستوده و وی را از ندماء صاحب بن عباد گفته است و از اشعار اوست: ما للمعیل و للمعالی انما کسب المکارم للوحید الفارد فالشمس تجتاب السماء فریدة و ابوبنات النعش فیها راکد. و نیز: خلیلیّ لیس الرأی ماتریان فشانکما انی ذهبت لشانی خلیلیّ لولا ان فی السعی رفعة لما کان یوماً یداب القمران. او راست: کتاب مفتاح الطب و الکلم الروحانیه من الحکم الیونانیه و المقالة المشوفه فی المدخل الی علم الفلسفه و جز آن. وفات او در ۴۲۰ هـ . ق. بشهر گرگان بوده است و حاجی خلیفه در ذکر مفتاح الطب ۴۱۰ مینویسد.
کلمات همقافیه با «ابن هندو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر