معنی ابن نجار
6 بازدید
[ اِ نُ نَ جْ جا ] (اِخ) ابراهیم بن سلیمان. شاعر و ادیب و محدث. مولد به دمشق به سال ۵۹۰ هـ . ق. او بحلب و بغداد و اسکندریه رفت و مدتی کاتب امجد صاحب حلب و چندی نقیب الاشراف اسکندریه بود. اشعار و رسائلی ازو مانده است.[ اِ نُ نَ جْ جا ] (اِخ) حافظ محب الدین ابوعبداللََّه محمدبن محمودبن حسن بن هبةاللََّه. ادیب و مورخ و محدث. مولد او بغداد به سال ۵۷۸ هـ . ق. مدت بیست وهفت سال بسفرهای علمی و بسیاحت گذرانید و بسیاری از بلاد اسلام را بدید و درک صحبت عده ای عظیم از اساتید کرد. او راست: ذیلی طویل بر تاریخ بغداد خطیب و از تألیفات دیگر اوست: القمرالمنیر فی المسندالکبیر. کنزالانام فی معرفة السنن والاحکام. المتفق و المفترق. نسبة المحدّثین الی الآباء و البلدان. العوالی. المعجم. جنةالناظرین فی معرفة التابعین. الکمال فی معرفة الرجال. العقدالفائق فی عیون اخبار الدنیا و محاسن تواریخ الخلائق. الدرةالثمینه فی اخبار المدینه. نزهةالوری فی اخبار امّ القری. روضةالاولیاء فی مسجد ایلیا. الازهار فی انواع الاشعار. سلوةالوحید و غررالفوائد. مناقب الشافعی. الزهر فی محاسن شعراء اهل العصر. نشوان المحاضره. نزهةالطرف فی اخبار اهل الظرف. اخبارالمشتاق فی اخبار العشاق. الشافی فی الطب. وفات او به سال ۶۴۳ بوده است.[ اِ نُ نَ جْ جا ] (اِخ) ابوالحسین محمدبن جعفربن محمد تمیمی کوفی. مورخ و نحوی. مولد او به سال ۳۰۳ هـ . ق. در کوفه. وی از شاگردان ابن درید و نفطویه است. او راست کتابی در تاریخ کوفه و کتابی در نحو. وفات در ۴۰۲.
کلمات همقافیه با «ابن نجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر