معنی ابن نباته
7 بازدید
[ اِ نُ نُ تَ ] (اِخ) عبدالرحیم بن محمدبن اسماعیل حذاقی فارقی. مولد او بمیافارقین به سال ۳۳۵ هـ . ق. و وفات او هم بدان شهر در ۳۷۴ بوده است. او بدربار سیف الدوله بحلب میزیست و منصب خطابت حلب داشت و وی را آنگاه که سیف الدوله به جهاد اشتغال داشت خطب بلیغه در ترغیب مردم بجهاد است. خطب او بانضمام خطبه های فرزندش ابوطاهر محمد متوفی در حدود ۳۹۰ و نواسه اش ابوالفرج طاهر متوفی به ۴۲۰ در قاهره و بیروت به طبع رسیده است. چون سلطنت سیف الدوله از ۳۳۳ تا ۳۵۶ بود ظاهراً ابن نباته در سن بیست سالگی یا پیش از آن صاحب این شهرت و مقام شده است.[ اِ نُ نُ تَ ] (اِخ) ابونصر عبدالعزیزبن عمر سعدی. شاعر معروف عرب. مداح سیف الدولةبن حمدان و بعض اکابر و وزرای زمان خویش. او بسیاحت بلاد شوق داشت و بسیار شهرها بگردید و گویند در ری ابن عمید را مدح گفت. مولد او در ۳۲۷ هـ . ق. و وفات به سال ۴۰۵ بوده است.[ اِ نُ نُ تَ ] (اِخ) قاضی جمال الدین یا شهاب الدین ابوبکر محمدبن محمدبن محمدبن حسن قرشی اموی. از خاندان عبدالرحیم ابن نباته. مولد او بمیافارقین به سال ۶۸۶ هـ . ق. و از ۷۱۶ به بعد در دمشق و گاهی در حماه نزد ابوالفداء مورخ مشهور بسر برد و در سال ۷۶۱ بقاهره رفت و مقام رازداری سلطان ناصر حسن یافت و هم بدانجا به سال ۷۶۸ درگذشت. او را دیوانی است که در مصر به طبع رسیده و کتبی دیگر در شعر و بلاغت دارد.
کلمات همقافیه با «ابن نباته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر