معنی ابن منقذ
7 بازدید
[ اِ نُ مُ قِ ] (اِخ) مؤیدالدوله ابوالمظفر مجدالدین اسامةبن مرشدبن علی حمیری شیزری. مولد او به سال ۴۹۸ هـ . ق. و وفات به دمشق در ۵۸۴. او سفرهای بسیار کرد و امور عظیمه از جمله وقایع صلیبیین دید و در سفرنامه مشهودات خویش بنوشت. او راست: کتاب البدیع. کتاب الاعتبار و جز آن.
کلمات همقافیه با «ابن منقذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قذ» برای سرودن شعر