معنی ابن معلم
5 بازدید
[ اِ نُ مُ عَ لْ لِ ] (اِخ) ابوالغنایم محمدبن علی بن فارس واسطی هرثی، ملقب به نجم الدین. شاعر عرب. اشعار او بلطف و رقت معروف است و بیشتر در عشق و غزل می سروده و چون غالباً اندوهناک و حزین است در مجالس سماع صوفیه خوانده میشد و وعاظ به آن استشهاد میکردند. او با ابن تعاویذی معاصر است. ابن معلم در هُرث، ده فرسخی واسط، مسقطالرأس خویش، به سال ۵۹۲ هـ .ق . درگذشته است. مولد او در سنهٔ ۵۰۱ بوده است.[ اِ نُ مُ عَ لْ لِ ] (اِخ) ابوالحسن. از امرا و اکابر رجال دولت آل بویه. او بزمان بهاءالدوله در بغداد نفوذی کامل داشت و بهاءالدوله را بمصادرهٔ بسیاری از مردم واداشت. در سال ۳۸۲ هـ .ق . لشکر بهاءالدوله شوریده از او درخواست کردند ابن معلم را بدانها سپارد و بهاءالدوله کُرهاً او را تسلیم کرد و لشکریان بهمین سال او را بقتل رسانیدند.
کلمات همقافیه با «ابن معلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر