معنی ابن مسعود

معنی ابن مسعود

6 بازدید
[ اِ نُ مَ ] (اِخ) ملقب بصدرالدین. یکی از امرای سلطان علاءالدین محمدبن تکش خوارزمشاه. آنگاه که سلطان اسیر ترکان ختا شد ابن مسعود با وی بود و برای خلاص سلطان تدبیری اندیشیده خود را سلطان و سلطان را خادم خویش گفت و به آوردن زری که بپاسبانان نوید داده بود سلطان را به نام خادم به خوارزم فرستاد و سلطان بدین چاره از بند مستخلص شد.
[ اِ نُ مَ ] (اِخ) ابوعبدالرحمن عبداللََّه بن مسعودبن غافل بن حبیب بن شمخ بن فاربن مخزوم هذلی حلیف بنی زهره. مادر او مسماة به ام عبد بنت عبدود، و از این رو گاهی به عبداللََّه مسعود کنیت ابن ام عبد نیز داده اند. او از قدمای اصحاب رسول است و بروایت ابونعیم اصفهانی ششمین کس است که اسلام آورد و از اینرو او را سادس سته میگفتند و او این لقب را دوست میداشت. ابن مسعود شبان عقبةبن ابی معیط بود و گویند روزی رسول اکرم صلوات اللََّه علیه با ابوبکر بر رمهٔ او میگذشتند و از او شیر طلب کردند ابن مسعود بمقتضای امانت از دادن شیر امتناع جست، رسول صلوات اللََّه علیه بره میشی را که تا آنگاه بار نگرفته بود برگرفت و پستان او مس کرد و در حال پستانهای میش پر از شیر شد و روان گردید. ابن مسعود در اثر این معجزه مسلمانی پذیرفت و از آن پس ملازم خدمت رسول صلوات اللََّه علیه گردید چنانکه او را صاحب نعلین و ساده و سواک میخواندند و او نخستین کسی است که قرآن کریم را علی رؤس الاشهاد در مکه تلاوت کرد، و وی ذوالهجرتین است چه یک بار بحبشه و بار دیگر به مدینه هجرت کرد و در همهٔ غزوات رسول (ص) حاضر بود و ابوجهل را او به دست خویش بکشت. خانهٔ او جنب مسجد رسول بود و با مادر خود پیوسته بخانهٔ پیامبر صلوات اللََّه علیه آمد و شد داشت بدان حد که ابوموسی اشعری آنگاه که بمدینه آمد ابن مسعود و مادر او را از اهل بیت طهارت گمان برد. و نیز او از عشرهٔ مبشره است یعنی یکی از ده تن یاران که پیغمبر به آنان وعدهٔ بهشت فرمود. او در روش و حرکات به آن حضرت تشبّه میورزید لکن ساقهای پا لاغر داشت، وقتی در حضور پیامبر صلوات اللََّه علیه وی را بلاغری پای استهزا کردند آن حضرت منع فرمود. ابن مسعود را قامتی بلند و نحیف بود و موی سر تا پشت گوش فرومیگذاشت و خضاب نمیکرد. در خلافت ابوبکر و قتال اهل ردّه مأمور حفظ مواضع بی حفاظ مدینه گشت و در جنگ یرموک حاضر بود و بزمان خلافت عمر ولایت کوفه یافت و عمر بمردم کوفه نوشت من عمار یاسر و عبداللََّه بن مسعود را بمعلمی و وزیری بشما فرستادم. عبداللََّه تا خلافت عثمان در کوفه بماند و آنگاه که عثمان مسلمانان را تنها بخواندن مصحف زیدبن ثابت مجبور میکرد عبداللََّه بن مسعود امر او نپذیرفت و گفت مصحف و قرائت من اصح از مصحف و قرائت زید است و آنگاه که زید با کودکان مکه ببازی بود من هفتاد سوره از قرآن از زبان پیغمبر از بر داشتم. عثمان او را از کوفه بمدینه طلبید و مردم کوفه بر او گرد آمدند و خواستند وی را از رفتن بازدارند. ابن مسعود گفت طاعت او بر من لازم است و دوست ندارم فتنی که روی خواهد آورد از من آغاز شود.ابن مسعود آنگاه که ۳۲ هـ .ق . در مدینه وفات یافت بیش از شصت سال از عمر او گذشته بود و زبیر او را شبانه به بقیع بخاک سپرد و چون عثمان بدانست زبیر را مورد عتاب ساخت. و بخاری مرگ ابن مسعود را پیش از قتل عمر در کوفه گفته است و این قول صحیح نیست. (استیعاب ابن عبدالبر) (اصابهٔ ابن حجر و غیره). فضل بن شاذان را در مصحف عبداللََّه بن مسعود شرحی است که ترتیب سور قرآن را در آنجا بیان میکند و آن غیرترتیب مصحف زیدبن ثابت است.
[ اِ نُ مَ ] (اِخ) عبیداللََّه بن مسعود صدرالشریعة محبوبی. از مردم بخارا و یکی از حکمای آنجا. وفات او به سال ۷۴۷ هـ .ق . بوده است. او راست: کتاب تعدیل العلوم فی الفلسفة و الطبیعیات.

کلمات هم‌قافیه با «ابن مسعود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید