معنی ابن مخلد
6 بازدید
[ اِ نُ مَ لَ ] (اِخ) حسن بن مخلدبن جراح. او از سال ۲۴۳ هـ .ق . متصدی امر ضیاع (خالصه های دیوانی) بود. پس از مرگ عبیداللََّه بن یحیی معروف به ابن خاقان به سال ۲۶۳ بمنصب وزارت معتمد خلیفه و رازداری برادر او موفق رسید. و آنگاه که موسی بن بغا بسامرا نزول کرد او به بغداد گریخت و وزارت بسلیمان وهب و رازداری به پسر وی عبیداللََّه تفویض شد. پس از یک سال سلیمان عزل شد و خانه اش بتاراج رفت و وزارت به ابن مخلد بازدادند لیکن در ذی الحجهٔ همان سال سلیمان آزاد گشت و ابن مخلد فراری و املاک او مصادره شد.[ اِ نُ مَ لَ ] (اِخ) ابوالقاسم سلیمان بن حسن، فرزند حسن بن مخلد. از سال ۳۰۱ تا ۳۱۱ هـ .ق . کاتب دیوان خلافت بود. آنگاه که بجمادی الاولای ۳۱۸ ابن مقله معزول شد مقتدر وزارت به سلیمان داد و در رجب ۳۱۹ عزل شد و در ۳۲۴ راضی خلیفه او را بجای ابوجعفر محمد کرخی بوزارت منصوب کرد لکن بعلت ناخشنودی عامه از وی، باز از کار کناره کرد و ابن رائق بجای او وزارت یافت. در سال ۳۲۸ دیگر بار بمنصب وزارت رسید یک سال در آن مقام ببود تا راضی خلیفه درگذشت و متقی چهارماه او را در همین منصب برجای ماند، پس از آن معزول گشت.
کلمات همقافیه با «ابن مخلد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر