معنی ابن لب
5 بازدید
[ اِ نُ لُ ب ب ] (اِخ) ابوسعید فرج بن قاسم بن احمد تغلبی اندلسی. از مشاهیر علما و شعرای آنجا. مولد او در ۷۰۱ هـ .ق . بغرناطه و وفات در ۷۸۲. وی در مدرسهٔ نصریه تدریس میکرد و او را فتاوی مشهوره است و پاره ای تصانیف و اشعاری لطیف دارد. و از اوست: خذوا للهوی من قلبی الیوم ما ابقی فما زال قلبی کله للهوی رقاً دعوا القلب یصلی فی لظی الوجد ناره فنار الهوی الکبری و قلبی هو الاشقی. و این اقتباسی لطیف است از قرآن کریم.
کلمات همقافیه با «ابن لب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر