معنی ابن قولویه
6 بازدید
[ اِ نُ یَ / لِ وَیْ هْ ] (اِخ) ابوالقاسم جعفربن محمدبن موسی بن قولویهِ قمی بغدادی. محدث شیعی، شاگرد ابوجعفر کلینی و استاد مفید. در فهرست نجاشی نام مؤلَّفات کثیرهٔ او آمده، و از آن جمله است کامل الزیاره. وفات او به سال ۳۶۸ هـ .ق . در بغداد و مدفن او بکاظمین است. و گاه کنیت ابن قولویه بر پدر صاحب ترجمه محمدبن موسی اطلاق شود. او نیز محدث و تلمیذ سعدبن عبداللََّه اشعری و استاد کشی صاحب رجال است و تربت او بقم باشد.
کلمات همقافیه با «ابن قولویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر