معنی ابن قصار
6 بازدید
[ اِ نُ قَ صْ صا ] (اِخ) ابوالحسن علی بن ابی الحسین عبدالرحیم السلمی. ادیبی لغوی. مولد و مسکن او بغداد و از ابن شجری و دیگران علم و ادب فراگرفت و خطی نیکو داشت، چنانکه کتب نوشتهٔ او را مردم ببهای گران بیع و شرا میکردند. او سفری به مصر کرده است. و قصار ظاهراً لقب یکی از اجداد اوست.[ اِ نُ قَ صْ صا ] (اِخ) سلیمان بن علی. از مشاهیر مغنیان بغداد. او را تصنیفات و ترکیباتی در موسیقی بوده است. دربارهٔ او و نیز معاشقات وی با کنیزک بلوری کاتب حکایاتی منقول است.
کلمات همقافیه با «ابن قصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر