معنی ابن قزمان
4 بازدید
[ اِ نُ قُ ] (اِخ) ابوبکر محمد وزیربن عبدالملک بن قزمان، یا ابوبکربن عیسی بن عبدالملک بن قزمان مغربی قرطبی. در جوانی بخدمت متوکل آخرین فرمانروا از بنی افطس در بطلیوس پیوست و سفرهای چند در اندلس کرد و شهر اشبیلیه و غرناطه را بدید و در غرناطه صحبت شاعرهٔ شهیره نزهون را ادراک کرد. موشحات بسیاری به زبان عامه داشته و نیز نوعی دیگر از شعر موسوم به زَجَل از اقتراحات اوست و آن قول و تصنیف گونه ای است. دیوان او به سال ۱۸۹۶ م. مطابق ۱۳۱۳ هـ .ق . در اروپا از نسخهٔ پطروگراد طبع و منتشر شده. در قلائدالعقیان فتح بن خاقان و تحفةالقادم ابن ابار و کتاب الذخیرهٔ ابن بسام نام او مسطور و نبذه ای از اشعار او مذکور است. وفات وی در ۵۵۵ هـ .ق . است.
کلمات همقافیه با «ابن قزمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر