معنی ابن قرقه
7 بازدید
[ اِ نُ ؟ ] (اِخ) ابوسعید. او در طب و هندسه و دیگر علوم ریاضی و طبیعی ماهر بود و در خدمت حافظ لدین اللََّه عبدالمجید فاطمی میزیست و در نمیمه و دسیسه ای از سران سپاه شرکت جست و معجونی مسموم برای کشتن حسن پسر حافظ بساخت و چون حافظ بر آن وقوف یافت امر به قتل او داد.
کلمات همقافیه با «ابن قرقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر