معنی ابن قدامه

معنی ابن قدامه

6 بازدید
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) رجوع به ابوجعفربن قدامه شود.
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) رجوع به قدامةبن جعفر شود.
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) رجوع به زائدةبن قدامه و جعفربن قدامه شود.
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) ابوعمر محمدبن احمد مقدسی. حافظ و محدث و فقیه و خطیب در جامع جبل. او به سال ۶۰۷ هـ .ق . وفات یافت.
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) موفق الدین ابومحمد عبداللََّه بن احمدبن محمدبن قدامة دمشقی. محدث و فقیه حنبلی. مولد او در ۵۴۱ هـ .ق . به دمشق و وفات در ۶۲۰. برای کسب علم سفرهای بسیار کرد و سپس در بغداد اقامت گزید. از کتب اوست: کتاب البرهان. کتاب المغنی فی الفقه. کتاب المقنع. کتاب العمده. کتاب ذم التأویل. مسألةالغلو. قنعةالادیب و غیرها.
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) ابومحمد شمس الدین عبدالرحمن بن محمد، برادرزادهٔ موفق الدین عبداللََّه بن احمد. او نزد عم خویش و دیگر علما تحصیل علم و ادب کرده و شرحی بر کتاب المقنع عم خود نوشته است. مولد او به سال ۵۹۷ هـ .ق . و وفات در ۶۸۲ بوده است.
[ اِ نُ قُ مَ ] (اِخ) شمس الدین محمدبن احمد. فقیه حنبلی نحوی و محدث و مورخ. از کتب اوست: شرح تسهیل ابن مالک و تاریخ خوارج و تلخیص احادیث الاحکام ابن دقیق. وفات او۷۴۴ هـ .ق . بوده است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن قدامه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید