معنی ابن فضل‌اللََّه

معنی ابن فضل‌اللََّه

7 بازدید
[ اِ نُ فَ لِلْ لاه ] (اِخ) شرف الدین عبدالوهاب بن جمال الدین. نسب خویش بعمربن الخطاب می پیوسته و در مصر دیوان کتابت ملک ناصربن قلاون داشته و پس از آن دیوان کتابت دمشق بدو مفوض گشته، و در سال ۷۱۷ هـ .ق . بدانجا وفات یافته است.
[ اِ نُ فَ لِلْ لاه ] (اِخ) ابوالمعالی محیی الدین یحیی بن جمال الدین، برادر شرف الدین عبدالوهاب. ادیب و منشی و شاعر. او نیز چون برادر رئیس کَتَبهٔ ناصربن قلاون بوده و در پیری بعلت ثقل سامعه کناره گرفته و پسرش شهاب الدین وکالت او داشته، لکن بسبب تندی خلق او پسر دیگر ابوالمعالی را موسوم به علاءالدین بجای او نصب کرده اند و محیی الدین یحیی به ۷۳۸ هـ .ق . در ۹۳ سالگی درگذشته است.
[ اِ نُ فَ لِلْ لاه ] (اِخ) شهاب الدین ابوالعباس احمدبن محیی الدین، فرزند یحیی بن جمال الدین سابق الذکر. در شعر و ادب و جغرافیا و تاریخ و تراجم احوال و خاصه در تاریخ مغول و ترک و هند و نیز هیئت و اسطرلاب و فقه شافعی فرید عصر خویش بوده. مولد او به دمشق در سال ۷۰۰ هـ .ق . بوکالت پدر مدتی دیوان کتابت ملک ناصربن قلاون داشت و سپس برای سوء خلق کناره گرفت. او را اشعار رائقه است، و نیز کتب ذیل از اوست: فواضل السّمر فی فضائل آل عمر در چهار جلد. مسالک الابصار فی ممالک الامصار در بیست جلد سطبر و نسخه ای از آن در کتابخانهٔ ایاصوفیه برجاست. صبابةالمشتاق در مدح رسول صلوات اللََّه و سلامه علیه. الدعوةالمستجابة. سفرةالسَّفَرة. دمعةالباکی. یقظةالساهر. نفحةالروض. التعریف بالمصطلح الشریف در فنون مملکت داری. رسالة فی ممالک عباد الصّلیب. او به نام کاتب دمشقی نیز معروف است و در ۷۴۹ هـ .ق . به مصر درگذشته است.
[ اِ نُ فَ لِلْ لاه ] (اِخ) علاءالدین علی بن یحیی، برادر شهاب الدین احمد. او مانند برادر دیوان کتابت مصر داشته و به عربی او را اشعاری است.
[ اِ نُ فَ لِلْ لاه ] (اِخ) بدرالدین محمدبن علی. مانند پدر دیوان کتابت مصر داشته و او را اشعاری است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن فضل‌اللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید