معنی ابن غز
6 بازدید
[ اِ نُ غُ ] (اِخ) یکی از ترکان غز: نان و آش و شیر آن هر هفت بز خورد آن بوقحط عوج ابن غز.مولوی. و رجوع به عوج بن عوق شود.
کلمات همقافیه با «ابن غز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر