معنی ابن غانم
7 بازدید
[ اِ نُ نِ ] (اِخ) علاءالدین علی بن محمد. از مشاهیر ادبا و شعرای شام. مولد او به سال ۶۸۰ هـ .ق . و وفات در ۷۳۷ بوده است. او صاحب صفات ممدوحه و خانه اش مجمع علما و فضلا بود.[ اِ نُ نِ ] (اِخ) شهاب الدین احمدبن غانم، برادر علاءالدین علی بن محمد. یکی از ادبای شام.[ اِ نُ نِ ] (اِخ) جمال الدین عبداللََّه بن علی بن محمدبن غانم، پسر علاءالدین علی بن غانم. یکی از ادبا و شعرای شام.[ اِ نُ نِ ] (اِخ) عزالدین عبدالسلام بن احمد مقدسی. وفات ۶۷۸ هـ .ق . صاحب کتاب کشف الاسرار عن حکم الطیور و الازهار و آن مواعظی است به زبان حیوانات و غیر آن.[ اِ نُ نِ ] (اِخ) نورالدین علی بن محمدبن علی بن خلیل مقدسی خزرجی (۹۲۰-۱۰۰۴ هـ .ق .). فقیه حنفی از نسل سعدبن عبادهٔ صحابی. در مصر نشو و نما یافته و همانجا بفراگرفتن علوم پرداخته و در بعض مدارس قاهره تدریس کرده است و دو سفر بحج و سه نوبت بزیارت بیت المقدس شده. وی در زمان خویش مرجع علما بود و شهرتی بسیار داشت. او راست: الرمز فی شرح نظم الکنز. کتاب شمعه فی احکام الجمعه. کتاب الاشباه و النظائر.[ اِ نُ نِ ] (اِخ) ابراهیم بن احمدبن غانم. او راست کتابی به نام العز و المنافع للمجاهدین فی سبیل اللََّه بآلات الحروب و المدافع و آن مصور است.
کلمات همقافیه با «ابن غانم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نم» برای سرودن شعر