معنی ابن عمید
6 بازدید
[ اِ نُ عَ ] (اِخ) ابوالفضل محمدبن العمید ابی عبداللََّه الحسین بن محمد الکاتب الخراسانی. پدر او مردی از اهل فضل و ادب و صاحب ترسل بود و بعادت اهل خراسان لقب تعظیمی عمید و وزارت مرداویج داشت و پسر او ابوالفضل ۳۲۸ هـ .ق . بجای ابوعلی بن القمی بمقام وزارت رکن الدوله ابوعلی حسن بن بویهٔ دیلمی رسید. او را در علم نجوم و فلسفه ید طولی بود و در ادب و ترسل هیچ کس از مردم زمانه بپایهٔ او نرسید چنانکه او را جاحظ دوم گفتندی، و یکی از اتباع او صاحب بن عباد مشهور است و او لقب صاحب بمناسبت صحبت با ابوالفضل یافت. و ثعالبی در یتیمه گوید بدئت الکتابة به عبدالحمید و ختمت بابن العمید. و آنگاه که صاحب بن عباد از سفر بغداد بازگشت وی را پرسیدند که بغداد را چگونه یافتی؟ گفت: بغداد فی البلاد کالاستاذ فی العباد، و صاحب همیشه از او بلفظ استاد تعبیر میکرد. ابوالفضل سائسی مدبر و کارشناسی ماهر در امور ملکی بود و جماعتی از مشاهیر شعرا از اصقاع بلاد اسلامی بخدمت او شتافتند و به نیکوترین مدایح او را مدح گفتند، از آن جمله صاحب عباد و ابوالطیب متنبی که در ارّجان بخدمت او پیوست و قصائد چند در مدح او بسرود و ابن عمید در صلت قصیده سه هزار دینار بدو داد. و ابونصر عبدالعزیزبن نباتهٔ سعدی در ری درک خدمت او کرد. و راجع بقصیدهٔ رائیهٔ ابن نباته افسانه ای ساخته اند که ابن خلکان آنرا تکذیب میکند. او در سال ۳۴۴ با لشکر محمدبن ماکان جنگ کرده و شکست خورد و ری و اصفهان را از دست بداد ولی بعد این دو شهر را بازگرفت و محمدبن ماکان را اسیر کرد. در سال ۳۵۵ جمعی از مردم خراسان به قصد جهاد با روم به ری آمدند و از رکن الدوله طلب یاری کردند و ابن عمید با همهٔ مطامع آنان مساعدت نکرد و آنان دست به غارت و تاراج بردند و ابن عمید را در خانهٔ او مجروح کردند و رکن الدوله خراسانیان را بشکست و بپراکند و رؤسای آنان را اسیر کرد و در سال ۳۵۹ ابن عمید با لشکری برای جنگ حسنویه سردار کردی بیرون رفت و در صفر ۳۶۰ و بقولی در سال ۳۵۹ در ری یا بغداد درگذشت. ابن الندیم گوید او راست: کتاب دیوان الرسائل و کتاب المذهب فی البلاغات.[ اِ نُ عَ ] (اِخ) ابوالفتح علی بن محمدبن العمید. مولد او به سال ۳۰۷ هـ .ق . او در جنگ با حسنویه در رکاب پدر بود و چون ابوالفضل درگذشت با حسنویه صلح کرده به ری بازگشت و منصب پدر بدو مفوض شد و تا ۳۶۶ (سال وفات رکن الدوله) وزارت پسر او مؤیدالدوله داشت، لکن عضدالدوله برادر مؤیدالدوله که با ابن عمید دشمنی دیرینه بود او را بشورانیدن جیش بر صاحب بن عباد رازدار مؤیدالدوله متهم و برادر را بحبس و مصادرهٔ ابن عمید برانگیخت. و او به سال ۳۶۶ در حبس درگذشت.
کلمات همقافیه با «ابن عمید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر