معنی ابن عجرد
7 بازدید
[ اِ نُ عَ جَ رْ رَ ] (اِخ) عبدالکریم. رئیس خوارج سیستان و خراسان و کرمان و قهستان. ابتدا عبدالکریم از اتباع عطیةبن اسود و عطیه پیرو نجدةبن عامر بود، سپس ابن عجرد خود بانی فرقهٔ جدید گشت که به نسبت بدو عجارده نامیده شده اند.
کلمات همقافیه با «ابن عجرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر