معنی ابن طولون
4 بازدید
[ اِ نُ ] (اِخ) شمس الدین محمدبن علی بن محمدبن طولون الشامی. مولد او به دمشق. در قاهره دانش و ادب فراگرفت و بمدرسهٔ صالحیه تدریس نحو و حدیث میکرد. وفات او به ۹۵۵ هـ .ق . است. او را در علوم مختلفه تصانیف بسیار است، از جمله: الغرف العلیه فی تراجم مشاهیر الحنفیه. التمتع بالاقران در تراجم علمای مائهٔ نهم و دهم هجری. الدررالفاخره. الدررالغوالی. تحذیرالعباد من الحلول والاتحاد و غیر آنها. و صاحب کشف الظنون نام مؤلف کتاب الغرف العلیه را ابن طولون اسحاق بن حسن حارثی متوفی به سال ۹۵۳ گفته است.[ اِ نُ ] (اِخ) امیر ابوالعباس احمدبن طولون. اولین کس از سلسلهٔ بنی طولون که تا ۲۹۲ هـ .ق . به مصر پادشاهی داشته اند. طولون پدر احمد، مملوک نوح بن اسد سامانی عامل بخارا بود و او طولون را بمأمون خلیفه بخشید. مولد احمد سامرا به سال ۳۲۰ و از دست معتز عباسی ولایت مصر یافت و در رمضان ۲۵۴ وارد آن کشور شد. در جنگ عباسیان با صاحب الزنج ابن طولون بر شام و ثغور آن نیز مسلط گشت. ذکاء و شجاعت و سخاء او معروف است. او جزئیات امور به تن خویش رسیدگی میکرد و با اینهمه مردی سفاک بود چنانکه گویند هجده هزار تن در حبس او بمردند و یا کشته شدند. جامع معروف بجامع طولون در مصر او کرد و صد و بیست هزار دینار صرف بناء آن شد.
کلمات همقافیه با «ابن طولون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر