معنی ابن طباطبا
6 بازدید
[ اِ نُ طَ طَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب علیهماالسلام. به سال ۱۹۹ هـ .ق . در عصر خلافت مأمون بمعیت ابوالسرایا در رقه بر عباسیان خروج کرده کوفه را به ضبط خویش آورد. از بغداد جیشی بحرب او سوق کردند و ابن طباطبا فائق آمد و از غنایم این جنگ ابوالسرایا حصه ای را که انتظار داشت نیافت و از اینرو ابن طباطبا را مسموم کرده بکشت و باز جوانی رامحمدبن محمدبن زیدبن علی بن الحسین بن ابی طالب بخلافت برداشت و با او بیعت کرد. گویند ابراهیم پدر صاحب ترجمه را طباطبا از آن گفتندی که مخرج قاف نداشت و بجای قاف طاء ادا می کرد چنانکه روزی از خادم خویش قبا میخواست بجای قباقبا طباطبا گفت.[ اِ نُ طَ طَ ] (اِخ) ابوالحسن محمدبن احمدبن محمدبن احمدبن ابراهیم طباطبا. جد او احمدبن ابراهیم برادر ابن طباطبا ابوعبداللََّه محمد سابق الذکر است. یکی از شرفای اصفهان و ادیب و شاعر و بحدت ذکاء و قریحه مشهور و مذکور است. او راست: کتاب عیارالشعر. کتاب تهذیب الطبع. کتاب العروض. و به سال ۳۲۲ هـ .ق . باصفهان درگذشته است و از نسل او عدهٔ کثیری علما و ادبا بوده اند.[ اِ نُ طَ طَ ] (اِخ) احمدبن محمدبن اسماعیل بن ابراهیم مصری علوی. شاعر و ادیب. نقیب علویین به مصر، و طباطبا لقب ابراهیم جد اوست. وفات ۳۴۵ هـ .ق . || دیگری از این خاندان نیز در مصر شهرت یافت و به ابن طباطبا معروف است و هو ابومحمد عبداللََّه بن احمدبن علی بن حسن بن ابراهیم، او مردی پاک طینت و کریم و فاضل و توانگر بوده و سخا و بذلی کثیر داشته و او را با کافور اخشیدی در امر لوزینه و رغیف قصه ای است. مرگ او به بیماریی بود که اطبای آن زمان چنان مرضی نشناخته و در کتب سابقین ندیده بودند. در گلوی او بُثْره ای پدید آمد با خارش و هیچ دوائی آنرا سود نداد و بدان بیماری درگذشت. (۲۸۶-۳۴۸).
کلمات همقافیه با «ابن طباطبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر