معنی ابن صائغ
7 بازدید
[ اِ نُ ءِ ] (اِخ) رجوع به ابن باجه شود.[ اِ نُ ءِ ] (اِخ) موفق الدین ابوالبقا یعیش بن علی بن یعیش بن ابوالسرایای اسدی. اصلاً موصلی و مولد او به حلب در ۵۵۳ هـ .ق . نحو و حدیث به حلب و دمشق فراگرفت و بعزم صحبت ابن انباری قصد بغداد کرد و در موصل خبر وفات او بشنید و بهمانجا اقامت گزید و از علمای موصل روایات شنود، سپس بحلب بازگشت و از آنجا به دمشق شد و امام ابوالیمن زین بن الحسن کندی اجازتی که حاکی از علو مقام او در علم و ادب است بدو داد و باز به حلب مراجعت کرد و تا آخر عمر بدانجا شغل تدریس ورزید. ابن خلکان معروف نزد او تلمذ کرده و گوید ابن صائغ در ادب حجتی بود خوش بیان و خوش طبع و مزّاح. او راست: شرح مفصل زمخشری و شرح تصریف ملوکی ابن جنی. وفات در ۶۴۳.
کلمات همقافیه با «ابن صائغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئغ» برای سرودن شعر