معنی ابن شیرین
6 بازدید
[ اِ نُ ؟ ] (اِخ) ابوبکر محمدبن احمدبن شیرین البستی، نزیل غرناطه. ابن بطوطه نام این شاعر ایرانی را بمناسبتی برده و قطعهٔ ذیل را در مدح غرناطه از او آورده است: رعی اللََّه من غرناطة متبوءً یسر حزیناً او یجیر طریدا تبرم منها صاحبی عند ما رأی مسارحها بالثلج عدن جلیدا هی الثغر صان اللََّه من اهلت به و ما خیر ثغر لایکون برودا.
کلمات همقافیه با «ابن شیرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر