معنی ابن شاذان
6 بازدید
[ اِ نُ ] (اِخ) ابومحمد فضل بن شاذان بن جلیل یا خلیل نیشابوری. وفات ۲۶۰ هـ .ق . محدث و فقیه شیعی. پدر او شاذان نیز از فقهای شیعه است. ابن شاذان بیشتر در نشابور میزیسته. عبداللََّه بن طاهر امیر خراسان بجرم تشیع او را نفی کرده و در سال ۲۶۰ به بیهق بوده، وقتی که خوارج در خراسان طغیان کردند فضل از بیم آنان از آنجا بیرون رفت و از رنج راه بیمار شده درگذشت. بیش از صدوهشتاد کتاب داشته، و عمدهٔ آنها در رجال نجاشی مذکور است. در خاندان ابن شاذان بسیاری از علما و محدثین بوده اند، و چون نزد فقها ابن شاذان مطلق گفته شود مراد فضل بن شاذان است.[ اِ نُ ] (اِخ) احمد. پیش از خواجه نظام الملک وزارت الب ارسلان داشته است.[ اِ نُ ] (اِخ) ابوالحسن محمدبن احمدبن علی بن حسن بن شاذان قمی. محدث شیعی در مائهٔ چهارم هجری. از ابن بابویه و دیگران روایت کرده و ابن قولویه خال او بود. تاریخ وفات اونیامد ولیکن در سال ۴۰۲ هـ .ق . بمکه بوده و کراجکی در این سال از او حدیث شنیده است و سی وهشت سال قبل از آن در سال ۳۷۴ در کوفه میزیسته و بتحصیل علم حدیث اشتغال داشته است. او راست کتابی در مناقب امیرالمؤمنین علی علیه السلام. پدر او احمدبن علی نیز از محدثین و علمای شیعه است. او راست: کتاب زادالمسافر و امالی. (از روضات) (از رجال ابوعلی) (از رجال نجاشی).
کلمات همقافیه با «ابن شاذان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر